شکار

ای برادر
تفنگت رو بر زمین بگذار
دوربینی بردار و با آن
به شکار طبیعت برو


بگذار به جای آنکه جاری شدن خون حیوانی بیگناه
بر بیکران سبز طبیعت
عطش کینه و نفرت و خشمت را آرام سازد
به جای انکه ضجه های حیوانی رو به مرگ
و ناله های توله های زبان بسته ای
نفرین زندگی و بختک روحت گردد
به جای اینکه تو پستی را تمام کنی چنانکه نتوان نام حیوانی بر تو نهاد
زیبایی و شگفتی طبیعت در روح و وجودت جاری گردد
لحظه ای به تماشایش بایست
ذره ای حسش کن
تو از آنچه پیرامونت میگذرد جدا نیستی
هر چه در پیرامونت میگذرد برتو اثر خواهد کرد
و تو هم بر آن اثر خواهی گذاشت
پپس به بلندای روحت وسیع باش و حست را از آن
با گرفتن عکسی
با همنوعانت به اشتراک بگذار
تا همگان بدانند که تو از میان پستی و انسانیت
کدامیک را برگزیده ای

دیدگاهتان را بنویسید