“به کجا چنین شتابان؟”

ای برادر
دل خجسته ای داری
در گذر این زندگی ماشینی
در این روزگار پر هیاهو
که آدمها بدون اینکه خود بدانند چرا
شتابان به هر سویی روانند


فرصتی نیست تا خود را دریابی
فرصتی نیست تا خود را بشناسی
چه رسد به
مجالی برای شناختن دیگران بیابی
روزها از کنار هم میگذریم
بدون اینکه در هم نگاهی اندازیم
بی سلامی
که اگر سلامی هم بود
بی جوابی
چهره ها در هم و عبوس
بی لبخندی
که اگر لبخندی هم بود
خالی و پوشالی
لحظه ای درنگ
لحظه ای تامل
تا در میانه این هیاهو
از خود بپرسیم
کیستیم ما؟
و به واقع
“به کجا چنین شتابان؟”

دیدگاهتان را بنویسید